بی تو...
بي تو چه سخت مي گذرد روزگار من
خود را به من نشان بده آيينه دار من
اي آفتاب! خيره به راهت نشسته ام
رحمي به حال ديده چشم انتظار من
هر شب براي آمدنت گريه مي کنند
سجاده و دو ديده شب زنده دار من
اميد بسته ام که مي آيي و مي کشي
دستي به روي اين دل اميدوار من
دل را براي آمدنت فرش کرده ام
بشتاب اي اميد دل بي قرار من
دست دعا و اشک و نيازم براي توست
کي مستجاب مي شود اين انتظار من؟
+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۶:۷ ب.ظ توسط ترانه
|
خدايا تا ظهور دولت يار گل پيغمبر ما را نگهدار